نیما یوشیج...

نیما یوشیج...

BC83E2D9-25B3-419F-8723-1928D8588C1C.jpg

پیری و جوانی پی هم چون شب و روزند... ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم... (سعدی)

پیری و جوانی پی هم چون شب و روزند... ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم... (سعدی)

thumb_HamMihan-20151597743910282031433799877.4797.jpg

گاندى

گاندى:
C9A8752A-4AD7-4AF8-A67F-8AAC49FF3F5C.jpg
امروز با مردی که در حال عبور بود برخورد کردم
اووه! معذرت میخوام. من هم معذرت میخوام. دقت نکردم ...


ما خیلی مؤدب بودیم
 من و این غریبه خداحافظی کردیم
و به راهمان ادامه دادیم


کمی بعد از آنروز، در حال پختن شام بودم
فرزندم خیلی آرام کنارم ایستاد
همین که برگشتم به او خوردم و تقریبا انداختمش
با اخم گفتم:
" اه ! از سر راه برو کنار – چرا تو دست و پامی"

قلب کوچکش شکست و رفت

نفهمیدم که چقدر تند حرف زدم

وقتی توی رختخوابم بیدار بودم
صدای درونم گفت: وقتی با یک غریبه برخورد میکنی، آداب معمول را رعایت میکنی

    اما با بچه ای که دوستش داری بد رفتار میکنی...
    در خانه با آنهایی که دوستشان داری چطور رفتار می کنی؟!


    آیا میدانستید که اگر فردا بمیرید
    شرکتی که در آن کار میکنید
    به آسانی درظرف یک روز برای شما جانشینی می آورد؟

    اما خانواده ای که به جا میگذارید
    تا آخر عمر فقدان شما را احساس خواهد کرد.

    و به این فکر کنید که ما خود را وقف کار می کنیم و نه خانواده مان .....

    چه سرمایه گذاری ناعادلانه ای

جملاتی کوچک، مفاهیمی بزرگ

جملاتی کوچک، مفاهیمی بزرگ :

اگر رؤیاهایتان را نسازید، یک نفر استخدامتان می کند، تا رؤیاهای او را بسازید!

آنقدر خوب باشید که ببخشید،

امّا آنقدر ساده نباشید که دوباره اعتماد کنید!

اگر احساس افسردگی دارید، درگیر گذشته هستید.

اگر اضظراب دارید، درگیر آینده!

و اگر آرامش دارید، در زمان حال به سر می برید.

پس در لحظه زندگی کنید...!

قدر لحظه ها را بدانید!

زمانی می رسد که دیگر شما نمی توانید بگویید جبران می کنم.

9477D305-0561-4CC4-B138-FD0E1BC8982C.jpg

تلنگر.... ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﻬﺮﻫﺎﯼ ﮐﺎﻧﺎﺩﺍ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺍﺣﻀﺎﺭ ﮐﺮﺩﻧﺪ

تلنگر.... ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﻬﺮﻫﺎﯼ ﮐﺎﻧﺎﺩﺍ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺍﺣﻀﺎﺭ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺩﺯﺩﯾﺪﻥ ﻧﺎﻥ. ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺶ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﮐﺮﺩ ﻭﻟﯽ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭا ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﮐﺮﺩ: «ﺧﯿﻠﯽ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻮﺩ ﺑﻤﯿﺮﻡ!» ﻗﺎﺿﯽ ﮔﻔﺖ: «ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ می‌دانی ﮐﻪ ﺩﺯﺩ ﻫﺴﺘﯽ ﻭ ﻣﻦ ﺩﻩ ﺩﻻﺭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺟﺮﯾﻤﻪ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ می‌دانم ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻥ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ آن را ﻧﺪﺍﺭﯼ، ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺗﻮ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ می‌کنم.» ﺩﺭ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﻤﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﻗﺎﺿﯽ ﺩﻩ ﺩﻻﺭ ﺍﺯ ﺟﯿﺐ ﺧﻮﺩ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﺮﺩ ﺑﺎﺑﺖ ﺣﮑﻢ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺷﻮﺩ.


640FA2BF-0ACA-43F2-BDB1-3DBAEA69F9FC.jpg